سيد علي اكبر قرشي
122
قاموس قرآن ( فارسي )
اندوهى را باندوهى سزايتان داد تا بر آنچه از دست رفته و بر مصيبتى كه رسيده محزون نباشيد . جملهء * ( « لِكَيْلا تَحْزَنُوا . . . » ) * دليل است كه « غمّ » مذكور در اول موهبت و نعمت است زيرا جزاى « غمّ » دوم است و علت اثابه آنست كه بر آنچه از دست رفته و بر بلائى كه رسيده محزون نباشند به نظر ميايد اندوه مسلمانان پس از شكست « احد » ابتداء اين بود كه چرا عدّهاى از ما كشته شدند و چرا غنيمت از دست ما رفت ولى اين اندوه روا نبود اما در نوبت دوم غصّهء ندامت پيش آمد كه چرا فرار كرديم و چرا استقامت ننموديم و چرا خدا و رسول را مخالفت كرديم و خلاصه اندوه حسرت باندوه ندامت مبدّل گرديد تا بكشتگان و غنيمت از دست رفته محزون نباشند ممكن است به « اثابكم » معنى ابدال تضمين شده باشد يعنى : غم موجود را بغم ديگر مبدّل كرديم در اين صورت « غمّا » اندوه مذموم و « بغمّ » اندوه ممدوح خواهد بود به عكس سابق ( استفاده از الميزان ) . و در آيهء بعدى * ( ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعاساً ) * مراد از « الغمّ » اندوه دوم يعنى اندوه حسرت و اندوه ممدوح است . غُمَّه : * ( فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكاءَكُمْ ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً . . . ) * يونس : 71 . غمّه را در آيه حزن و شدّت معنى كردهاند و بقولى آن بمعنى مبهم و پوشيده است در اقرب الموارد گويد : « امر غمّة اى مبهم و ملتبس » به نظر نگارنده اين قول اقوى است و « غمّة » بمعنى مستور و مبهم است . يعنى : نوح عليه السّلام بقومش فرمود : كارتان و يارانتان را گرد آورديد ( سپس دربارهء طرد و قتل من تصميم بگيريد ) تا كارتان بر شما مشتبه نشود . گويا اين تعجيزى است از جانب نوح بر قومش كه كارى نميتوانيد بكنيد . غمام * ( وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّماءُ بِالْغَمامِ وَنُزِّلَ الْمَلائِكَةُ تَنْزِيلًا ) * فرقان : 25 .